حراج!

کتاب شهر بانو عروس ایرانی پیامبر (ص)

دسترسی: عدم موجود در انبار

تومان35,000 تومان17,500

کتاب شهر بانو عروس ایرانی پیامبر (ص)

نام کتاب : شهر بانو
نویسنده : استاد علی اصغر رحیم زاده صفوی 

انتشارات : داریوش 

قطع : رقعی

جلد : گالینگور ( سخت )

تعداد صفحات : ۴۵۴ صفخه

موضوع : داستان ، مذهبی ، تاریخی ، رمان تاریخی

 

 

کتاب شهر بانو عروس ایرانی پیامبر (ص)

داستان زندگی شهربانو ، همسر امام حسین(ع) که در این کتاب در ۴ بخش به آن پرداخته شده است ،

از ویژگی‌های زیر برخوردار است:

۱ـ یک رمان تاریخی است که با نثری شیرین و دلنشین به رشتهﻯ تحریر درآمده

و نویسنده تلاش کرده است تا واژهﻫﺎی ناب فارسی رایج در عصر ساسانی را به‌کار گیرد

ولی در عین حال معنای رایج کنونی آن را نیز در پانویسﻫﺎ بیاورد.
۲

ـ در نگارش این کتاب از منابع معتبر زیر استفاده شده است.

الف) اسناد جغرافیایی : استخری ، ابن خرداد به ، مسعودی ،

یاقوت حموی ، ابن بطوطه ، سفر نامهﻯ ناصرخسرو علوی ، استاد Lestrange در کتاب اراضی خلافت شرقی.

ب) اسناد تاریخی : طبری ، ابن اثیر ، مسعودی ،

نولدکه ، فتوح البلدان بلاذری ، شاهنامه فردوسی ، مجموعه متون پهلوی ، آثار الباقیه تألیف بیرونی ،

کتاب Bas Empire از  Saint martin، تاریخ صنایع ایران تألیف A.Gayet ، تجارت و بحر پیمایی قدما در اقیانوس هند تألیف  V.william ،

امپراتوری بیزانس تألیف Frost.
۳

ـ مهم‌ترین جنبهﻯ داستان ، همانا شرح ظلم و فساد حاکم بر دربار ساسانی است

که یکی از عوامل مهم پیروزی اعراب مسلمان بر نیروهای یزدگرد سوم و گرایش اکثر مردم ایران به دین اسلام بوده است.

خلاصه رمان کتاب شهر بانو عروس ایرانی پیامبر (ص)

 

 در نمازخانه پیرزنی با موی سپید و چهره‌ی پرچینی که آثار نیروی اراده و دانش از آن پدیدار بود
چند لوله‌ی نقره که سابقا نامه‌های بزرگان را به جای پاکت در آن‌ها می‌نهادند روی میز پایه کوتاه کوچکی از سنگ یشم قرار داد.
گویی در برابر هجوم اندیشه‌های گوناگون با ترتیب اسباب‌ها و پس و پیش کردن آلات روی میز خود را مشغول می‌نمود
و گاه‌گاه با دیده‌ی انتظار به درگاهی می‌نگریست که راهروی مزگت بود. با بی‌صبری جلو می‌رفت و باز خود را نگاه می‌داشت
اما در همین هنگام صدای در شنیده شد و پیرزن دوید و پرده را برداشت.
در پس پرده طلعت تابان آزرمیدخت نمودار شد که رنگش کمی ماهتابی شده بود
و در بن مژگان ریزه‌های الماس‌گون اشک برق می‌زد.
پیرزن دست بانو را بوسید و او را به سوی تختش برد و نشانید و خود روبه‌رویش ایستاد
و با صدای گرفته و لهجه‌ای که محبت مادرانه از آن پدیدار بود
گفت: ای شهنشاه زاده‌ی من باز آن‌چه را که به بنده‌ی کمینه‌ات نوید دادی از یاد بردی…

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

Be the first to review “کتاب شهر بانو عروس ایرانی پیامبر (ص)”

*

code