حراج!

کتاب مجموعه اشعار محمد فرخی یزدی

دسترسی: عدم موجود در انبار

تومان18,000 تومان9,000

در انبار موجود نمی باشد

کتاب مجموعه اشعار محمد فرخی یزدی

نام کتاب : محمد فرخی یزدی

نویسنده : فرخی یزدی

انتشارات : داریوش

قطع : وزیری

جلد : گالینگور ( سخت )

تعداد صفحات : ۳۰۴ صفحه

موضوع : شعر ، شعر فارسی ، ادبیات ، شعر کلاسیک

 

کتاب مجموعه اشعار محمد فرخی یزدی

«محمد فرخی یزدی» ، زاده در ۱۲۶۸ ه.ش و درگذشته در ۱۳۱۸ ه.ش ، در یک خانواده زحمتکش یزدی به دنیا آمد.

با این همه ، تحصیلات مقدماتی را در مدرسه مسیونر های انگلیسی یزد با نام «مدرسه مرسلین» به پایان آورد.

استعداد شاعری فرخی از زمان نوجوانی آشکار گردید.

پانزده ساله بود که به مناسبت اشعاری که علیه مدیر مدرسه سروده بود ،

از مدرسه اخراج شد و چندی به کارگری روی آورد تا در اوان «جنبش مشروطه» ، به گروه آزادی خواهان پیوست.

فرخی در ۲۳ سالگی ، در مراسم عید نوروز ، برخلاف شاعران مداح ، شعری علیه حاکم یزد سرود و به او لقب «ضحاک» داد.

حاکم وقت یزد ، دستور داد تا لب های فرخی را با نخ و سوزن دوختند و او را به زندان افکندند.

فرخی یزدی از این زمان به عنوان «شاعر لب دوخته» شهرت یافت.

فرخی بعد از رهایی از زندان ، به «تهران» رفت و در سال ۱۳۰۰ ه.ش ،

«روزنامه طوفان» را انتشار داد و مقالات تندی علیه «سردار سپه» نوشت

و به دخالت انگلیسی ها در نظام حکومتی «ایران» اعتراض کرد.

فرخی در اوایل «جنگ بین المللی اول» از تهران رهسپار «عراق» شد.

چندی در آنجا بود. آنگاه به ایران بازگشت و هنگامه قرارداد «وثوق الدوله» ،

شعری علیه این قرارداد سرود که بر اثر آن ، زندانی شد.

در «دوره هفتم قانون گذاری» ، فرخی از یزد به عنوان نماینده مجلس انتخاب شد.

اما ، او در مجلس در «گروه اقلیت» قرار داشت و سرانجام ، به سبب تهدید های جانی ای که می شد ،

به «آلمان» رفت و به جمع آزادی خواهان ایرانی پیوست.

وی به دلیل تنگدستی و فشار های دولت ،

به ایران بازگشت و به وسیله «پلیس مخفی شهربانی تهران» دستگیر شد

و در مهر ماه ۱۳۱۸ ه.ش ، او را در زندان با آمپول هوا کشتند.

فرخی یزدی ، روزنامه نویس و شاعر توانای ملی و سیاسی ایران است.

او خود را عاشق آزادی می نامد و در تمام اشعارش از این عشق مقدس خود دفاع و حمایت می کند.

مجموعه اشعار فرخی ، سرود آزادی و برابری ، پیکار با بیگانه پرستی و نادرستی ،

و اعتراض شدید به آنگونه سازمان های سیاسی و اجتماعی ای است

که سیاست های استعماری امپریالیسم را بر دوش ملت ها تحمیل کرده اند.

فرخی که خود از طبقات پایین اجتماع برخاسته ، از تهیدستان و ستمدیدگان حمایت می کند

و جهان آرمانی خود را دنیایی برکنار از ظلم و بی عدالتی می داند

و خویشتن را چنین معرفی می کند:

ما خیل گدایان که زر و سیم نداریم

هر مشکلی آسان شود از پرتو تصمیم

در راه تو ، دل ، خون شد و جانم به لب آمد

پابند جنون ، دستخوش پند نگردد

چون سیم نداریم ، ز کس بیم نداریم

اشکال در این است که تصمیم نداریم

چیز دگری لایق تقدیم نداریم

ما حاجت پند و سر تسلیم نداریم

 

معروف ترین شاعری که از دیار یزد برخاسته و در زمینه های اجتماعی ، شهرتی بسیار یافته ، فرخی یزدی است.

تحول چشمگیری که این شاعر در غزل سرایی به وجود آورد ،

باعث شد تا قالب های شعر فارسی از نظر درون مایه ، متحول گردید

همچنین ، اندیشه های ضد استبدادی او و حمایتش از طبقات محروم جامعه ،

او را از نظر ارزش های سیاسی ، اجتماعی و انسانی ،

در جایگاه والایی قرار می دهد که ستایش همگان را بر می انگیزد.

 

کتاب مجموعه اشعار محمد فرخی یزدی