حراج!

کتاب دختر پرتغالی

دسترسی: موجود در انبار

تومان20,000 تومان10,000

کتاب دختر پرتغالی

نام کتاب: دختر پرتغالی

نویسنده: یوستین گاردر

مترجم: الهام افسری

انتشارات: آسو

قطع: رقعی

جلد: نرم

تعداد صفحات: ۱۳۶

موضوع: داستان های نروژی/رمان

میزان تخفیف:۵۰%

شابک: ۹۷۸۶۰۰۷۲۲۸۷۵۳

کتاب دختر پرتغالی

پدرم یازده سال پیش از دنیا رفت. در آن زمان من چهار سال بیش‌تر نداشتم و در خواب هم نمی‌دیدم

که روزی بتوانم دوباره با او ارتباط برقرار کنم. اما حالا قرار است هر دو باهم کتابی بنویسیم.

این‌ها اولین سطرهای این کتابند که من به تنهایی به روی کاغذ می‌آورم اما به زودی پدرم نیز مرا همراهی می‌کند.

زیرا او حرف‌های بیش‌تری برای گفتن دارد. نمی‌دانم که در دنیای واقعیات چه‌قدر پدرم را به خاطر می‌آورم.

احتمالاً فقط فکر می‌کنم که او را به خاطر می‌آورم چراکه در بیش‌تر مواقع عکس‌هایش را تماشا می‌کنم.

اما فقط از واقعی‌بودن یک خاطره اطمینان کامل دارم و آن هم زمانی اتفاق افتاد که من و پدرم در تراس

نشسته بودیم و ستاره‌ها را تماشا می‌کردیم.

پدرم یازده سال پیش از دنیا رفت. در آن زمان من چهار سال بیش تر نداشتم و در خواب هم نمی دیدم
که روزی بتوانم دوباره با او ارتباط برقرار کنم. اما حالا قرار است هر دو باهم کتابی بنویسیم. این ها اولین
سطرهای این کتابند که من به تنهایی به روی کاغذ می آورم اما به زودی پدرم نیز مرا همراهی می کند.
زیرا او حرف های بیش تری برای گفتن دارد.
نمی دانم که در دنیای واقعیات چه قدر پدرم را به خاطر می آورم. احتمالاً فقط فکر می کنم که
او را به خاطر می آورم
چراکه در بیش تر مواقع عکس هایش را تماشا می کنم. اما فقط از واقعی بودن یک خاطره
اطمینان کامل دارم و آن هم
زمانی اتفاق افتاد که من و پدرم در تراس نشسته بودیم و ستاره ها را تماشا می کردیم.
در یکی از عکس ها، من و پدرم روی یک مبل چرمی قدیمی نشسته ایم و به نظر می رسد
که پدرم چیز بامزه ای را
برایمتعریف می کند. آن مبل را هنوز داریم. اما دیگر پدرم روی آن نمی نشیند.

در عکس دیگری

در بالکن شیشه ای خانه، بر روی صندلی متحرک سبزرنگی راحت نشسته ایم. این عکس از زمانی که پدرم
از دنیا رفت همین جا آویزان است. حالا من روی صندلی راحتی سبزرنگ می نشینم
و سعی می کنم آن را به حرکت در نیاورم
زیرا می خواهم افکارم را به صفحه های دفتر بزرگم منتقل کنم و بعدها همه ی آن ها
را وارد کامپیوتر قدیمی پدرم بکنم.
درباره ی این کامپیوتر هم باید توضیح بیش تری بدهم که بعد به آن می پردازم.
وجود عکس های قدیمی که به زمان دیگری تعلق دارند همیشه برایم عجیب و غیرعادی بوده است.
در اتاقم یک آلبوم بزرگ،
پر از عکس های پدرم هست و وجود این همه عکس از کسی که دیگر زنده نیست
کمی ترسناک به نظر می رسد.
البته از پدرم فیلم هم داریم و هربار که در فیلم صدای او را می شنوم موهای بدنم
راست می شود. پدرم صدای پرطنین و بلندی داشت.
شاید بهتر بود نگه داشتن فیلم از کسانی که دیگر وجود ندارند و از میان ما رفته اند
به قول مادربزرگم ممنوع می شد.
به نظر من درست نیست که کسی درباره ی مرده ها جاسوسی و کندوکاو کند.
در یکی از این فیلم ها صدای بلند و نازک خودم را هم شنیده ام که مثل صدای جوجه بوده است.
بله در آن زمان ها پدرم باس بود و من کلید پیانو.
در یکی از این فیلم های ویدیویی، من روی شانه های پدرم نشسته ام
و تلاش می کنم که ستاره ی نوک درخت کریسمس را روی آن بگذارم.

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

Be the first to review “کتاب دختر پرتغالی”

*

code